حاجى زين العابدين مراغه اى
17
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )
ابراهيم بيك گواهى مىدهد . بديهى است كه آن آراء از ديدگاههاى متفاوتى بيان شده باشد ؛ از آن جمله ، زندهياد مهدى اخوان ثالث پيرامون بعضى لغزشهاى جغرافيايى سياحتنامه تذكراتى داد ؛ جابهجا شدن دو شهر مشهور خراسان در مسير سياح به اين احتمال دامن مىزند كه او شخصا اين مكانها را نديده باشد . البته اخوان مىپذيرفت كه در يك اثر مناقشهانگيز ادبى و سياسى چنين اشتباهاتى اساسى نيست ، منتها مىپرسيد من چرا در اينباره توضيح كوچكى ندادهام ؛ همچنين اندكى بعد از انتشار چاپ سال 1364 آقاى محمد غفرانى جهرمى ، كه تا آن هنگام نمىشناختمش ، با من ديدار كرد و يادداشتهاى محققانهء دقيقى در بعضى زمينههاى سياحتنامه و از آن جمله دربارهء كاستىها و نقصهاى چاپ قبلى جلد اوّل كتاب ( به كوشش آقاى مؤمنى ) در اختيارم نهاد ؛ تحقيق ايشان با ارزش است و من اميدوارم كه به طور مستقل به چاپ برسد . با همهء اين احوال ، علاقهء شخصى من به ارزشهاى ادبى و انتقادى سياحتنامه ، اثرى كه به طور مسلم پيشتاز رماننويسى اجتماعى در ايران شناخته مىشود ، تمامى كوشش مرا معطوف كرده بود به انتشار كامل و در حدّ امكان كمغلطى از متنى كه حاجى زين العابدين مراغهاى سالها پيش نگاشته است . متأسفانه بيمارى شديد نگارنده - كه منجر به بسترى شدن او در بيمارستان گرديد - باعث شد كه آن چاپ دستخوش مسامحات و لغزشهاى فراوانى گردد . در چاپ حاضر همّت دوستان همكارم ، مهدى اخوت و عبد العلى عظيمى ، به تصحيح دقيق متن معطوف شده است ( گرچه نسخههاى اصلى ، ديگر در اختيارمان نيست ) . بارى ، كند و كاو در جنبههاى گوناگون سياحتنامه وظيفهاى است كه مىتوان آن را از محققان حرفهاى تقاضا داشت ؛ من تنها خود را به اين وصيّت نويسنده متعهد دانستهام ، آنجا كه ابراهيم بيك ( مخلوق و همزاد حاجى زين العابدين مراغهاى ) ، در بهشت برين ، از نسلهاى آينده توّقع دارد كه : « كتاب سياحتنامهء مرا از اول تا به آخر طبع نماييد . از من اولادى نمانده كه نام من ذكر شود . اين كتاب قائم مقام اولاد من خواهد شد كه نام مرا اهالى وطنم فراموش نكنند . » هنوز هم طنين اين جملات از فراسوى قرنى دل آدمى را مىلرزاند . م . ع . سپانلو پاييز 1381